این عکس کیه ؟

این عکس کیه ؟
دلم با دلت یکی می شود اگر تو به پایم بمانی
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ



یه مرد می خواهم همین کار رو الان بکنه ؟؟
هست ؟؟؟؟
بیا میدون
این کار داشمون رو انجام بده تو عکسه بفرسته ؟؟
باشه؟ مونتظریم

روی برگی بنویس عشق...
بنویس با چشم خیس عشق
عشق رو تکرار کن دوباره
خط تیره بنویسش عشق...

با تو می شه روی یه تیکه حصیر زندگی کرد
کنج ویرونه ای با نون و پنیر زندگی کرد
****
مرجان صائبی: میگوید بچه خیابان سعادت است. جایی بالاتر از میدان اعدام و
پایینتر از مولوی؛ یکی از مرکزیترین نقاط پایتخت. در این کوچهها بزرگ
شده و موسیقی را در کوچهپسکوچههای این شهر و تئاترهای لالهزار دنبال کرده.
حالا بعد از این همه سال هنوز همانی است که بوده. برای او موسیقی پیچوتابهای
فلسفی ندارد بلکه گریزی برای شادبودن و شادکردن است، حرف دل مردمی که
بینشان زندگی میکند؛ حرفهای ساده، آدمهای ساده، همهچیز در طبیعیترین و
معمولیترین حالت اتفاق میافتد کلماتی برگرفته از حرفهای عامیانه و روزمره،
از دل کوچهوبازار یعنی جایی که زندگی چندنسل در آن معنا پیدا کرده. اینروزها
کمتر نامش به گوش میخورد، تحت عنوان «موسیقی سخیف لالهزاری» این جریان
حذف شد و حالا بعد از گذشت این همهسال موسیقی پاپ به جایش خوش نشسته.
این گفتوگو اگرچه برای سرگذشت این موسیقی کوتاه است اما غنیمت است تا از زبان
کسی بشنویم که در سالیان گذشته چه بر او گذشته است.
بقیه در ادامه مطلب