پیکان رو عشق است

دلم با دلت یکی می شود اگر تو به پایم بمانی
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ
دانلود آهنگ غروب پاییزه دلم غم انگیزه آغاسی
غروب پاییز ه دلم غم انگیزه
چشم فلک اشکاشو می ریزه
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
بعد از افزایش نرخ دلار و اثرگذاری آن بر روی خودروهای
کاملاً ملی همچون پراید و غیره، آدم ناخودآگاه یاد یک رفیق قدیمی میافتد
که اتفاقاً کلی هم باوفا بود…
شعری برای پیکان
کنون که قیمت خودرو به آسمان پر زد
دلم به شوق تو «پیکان»، ببین کجا سر زد
***
دلم هوای تو کرد ای که بیوفا گشتی
که رادیات تو هرگز نمیدهد نشتی
***
فدای ترمزت ای جان، شبیه اسطوره
ندیده هر که تو را، بیگمان بدان کوره!
***
صلابتی که تو داری «اُپل» ندارد هم
صلابتش بهدرک! آب و گل ندارد هم
***
تو حق آبوگل آخر در این وطن داری
بهوقت حمل مسافر، دوای بیکاری
***
کنون که در وطن انبوهی از«دوو» داریم
به شهر و خانه، اتولهای نو به نو داریم
***
اصالت تو کماکان به یاد ما مانده
گرفته بهر تو ای جان، دلی که وامانده
***
تو خود دلیل کلامی، تو اِندِ ماشینی
جنازه تو بُود به ز خودروی چینی
***
که «مازراتی» و «تیبا» و یک عدد «نیسان»
به روی هم نشود چون قراضه «پیکان»
***
دلم گرفته ز «لکسوز» و از همین «لوگان»
به «شورولت» ندهم من جنازه «پیکان»
***
تو را رها نکنم تا «پژو» سوار شوم
تو باشی و الکی «بنز» نُو سوار شوم؟!
***
کنون که نرخ دلار اینچنین رود بالا
در این بساط گرانیِِ قیمت کالا
***
بیا دوباره بر آن عهد کهنه پیمان بند
بیا دوباره به «تجریش» و «ری»، بیا «دربند»
در ادامه غافلگیریهای سریال «معمای شاه» این بار نوبت پخش یکی از آهنگهای ستار از تلویزیون رسید.
به گزارش خبرآنلاین، در این قسمت از سریال «معمای شاه» عبدالحسین ستارپور
مشهور به ستار یکی از آهنگهایش را برای درباریان پهلوی اجرا کرد.
سریال «معمای شاه» پیش از این ابراهیم حامدی (ابی) را
در حال اجرای یکی از آهنگهای خود در کاباره میامی نشان داده بود.
این سریال تاریخ حکومت پهلوی در ایران را روایت میکند و تا کنون
بسیاری از چهرههای مهم تاریخی را به تصویر کشیده است.
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام
باور کن زشوقتون اشکی شده چشم به در دوخته ام
فرصت بدین عاشقیمو خدمتتون عرض می کنم
واسه فرار از خودم
دو پا دارم
دوپا دیگه قرض می کنم
شازده خانوم قابل باشم
باید بگم به شعر من
خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه خاکی وچه بی ریا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
می دونی چیه رفیق ؟
حکایت زندگی ما شده مث “دکمه پیرَن”
اولی رو که اشتباه بستی تا آخرش اشتباه میری …
بدبختی اینه که زمانی به اشتباهت پی می بری که رسیدی به آخرش …
آنچه از آبگوشت نمیدانید
همه دایرهالمعارفهایی که درباره ایران تالیف شدهاند، مدخل «آبگوشت» دارند. شاید باور نکنید اما آبگوشت در کنار همه نامها و نامداران فرهنگ ایرانی، در دایرهالمعارفهای تخصصی بدل به مدخلی مفصل شده اما در منوی هیچ یک از رستورانهای تهران آبگوشت نیست! برای خوردن آبگوشت باید به خانه، چایخانه، قهوهخانه یا دیزیسرایی رفت. آن هم فقط سر ظهر، نه قبل و نه بعد از آن. از قدیم دکانهایی هستند که به طور تخصصی هر کدام یک خوراک بیشتر نمیپزند؛ حلیمی، کبابی، چلویی، جگرکی، کلهپزی و بریانی. اما باز هیچ یک از این خوراکهای اصیل و محبوب ایرانی، جز چلوکبابها، در منوی رستورانهای ایران جایی ندارند! و به همین خاطر است که در کتابچههای راهنمای ایرانگردی برای خارجیان هم فقط فرق پلو و چلو و شرح انواع کبابها آمده است. هر جای دیگر جهان که بود، این تنوع خوراکی را جاذبهای سیاحتی میکردند و دستکم در منوهای وطنی جایی به آن میدادند.
ادامه این مطلب قشنگ را در ادامه مطلب بخوانید
فیلم آبگوشت خوری در قدیمی ترین قهوه خانه تهران در بازار بزرگ
دانلود فیلم روی لینک زیر کلیک کنید
ديزي ظرفي است كه آبگوشت را در آن ميپزند. هرچند با ورود انواع ديگ و
قابلمه استفاده از ديزي براي پخت آبگوشت كمتر شده است،
اما به هر حال هنوز هم بسياري از افراد آبگوشت واقعي را
آبگوشتي ميدانند كه در ديزي پخته شده باشد.
دانلود آهنگ اکبر گلپایگانی به نام درویش
می دونستی که خاک فرش منه رفتی نموندی
چرا بخت سپید و به سیاهی نشوندی
می دونستی فقط تو رو دارم رفتی نموندی
چرا مرغِ امیدو لز این خونه پروندی
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
امروزی ها که نمی دونن یه سفر دور و دراز با پیکان چه حالی میده
یعنی حس و حالی که سفر با پیکان به شمال داره خریدن یک بنز SLS نداره.
می گی نه امتحان کن
نوار داش جوات یساری رو بگیر یه سر همین الان پاشو یه
سر با پیکان برو شمال می بینی چی میگم
يه پيغوم برات دارم پهلوون
کاکا رستم ميگفت چند شبه چشم به راهم
تا داش آکل بياد زير چارسو
ببرمش ميتب
ميگفت يارو ترسيده !
چي بهش بگم؟
داش آکل : غيض من براي کفتار کشتن نيست
بگو ميبينمش
کفارشم ميدم ، بزن به کوچه ..
***
لوتيه شيراز منم ، پهلوون اين خاک منم
با سه قطره خون ميجنگم چون يه ايثارگرم
رفيق برس به دادم ، وثيت نامم کنارم
اينجا بوف کور خاک شده ، پيش صادق هدايت
صداش زدم کرشد ، رفيق رفتو جاش اومد الکل
بابا دس خوش ، صبر کن ، چرا ميخواي جا بزاري دردو
اينجا غريبه ميبينن آشنارو ، رسمه بکشن آفتابو
تاريک بودن عادت شده ، ديگه نيس مثه داش آکل
***
برس به دادم اوس کريم
خاک پاتيم نوکريم
از گناهمون بگزري
هرچي خوردم پريد
آره مشتي ، مشتي ، دل مارو شکستي و رفتي، زت زياد
هرکي هستي واس خودتي ، فنتي نيس بزا باد بياد
***
رفيق بي کلک مادره ، دل اينو اون آهنه
حق ياوره ، رب داوره ، رخصت بدي دست آخره
از ساغره معرفت ، ده يالا مرد حرف بزن
حالا که دلت پره حرفه ، به دلاي سنگ ، سنگ بزن
اينجا رفيقو نميگن داش ، تشنه بميري نميدن آب
پهلوونا که نميشن خاک ، اوس کريمو تو ببين از ما ، آه
بگير از فال حافظ نشون ، لوتي بميرو عاشق بمون
بزن تار که مرد خودتي ، واسه نامردا با دل بخون
يه روز که وقت رفتنه ، تاره سيبيلم تو دستمه
ختمه به خير ميشه چون دستمال يزديم دوره گردنه
پنچره اگه احوالت ، جا نمازو پس بردارش
اسم رفيقتو داد بزن ، چون نميزاره علي تنها شه
***
برس به دادم اوس کريم
خاک پاتيم نوکريم
از گناهمون بگزري
هرچي خوردم پريد
آره مشتي ، مشتي ، دل مارو شکستي و رفتي، زت زياد
هرکي هستي واس خودتي ، فنتي نيس بزا باد بياد